دنیا دنیای عجیبی شده است؛ چندین قرن از شروع تمدن بشر سپری شده ولی همچنان شاهد وحشیگریهای فراوانی در جهان میباشیم. گویی اصلا تمدنی وجود نداشته و تجربهای از این قرون نصیب انسانها نشده است. هنوز همان توحشی که کتابها به انسان اولیه نسبت میدهند در انسان به اصطلاح متمدن امروزی قرن ۲۱ بدون کم و کاست و بلکه بیشتر وجود دارد. ظلم و ستمی که هماکنون استکبار جهانی با ابزار به اصطلاح تمدنی خود انجام میدهد در تاریخ بشری بیسابقه میباشد و جالبتر اینکه همین مستکبرین اقدامات خود را حفظ حقوق بشر و حمایت از اخلاق انسانی مینامند. نمونهای از این جنایات را سالهاست در سرزمین فلسطین و سایر مناطق مسلماننشین نظارهگر هستیم و البته در این میان مظلومتر از همه ساکنین مسلمان نوار غزه هستند.
نکته مهمی که توجه به آن از دلایل اقدامات خصمانه علیه مسلمین پرده برمیدارد این است که ظالمین عرصه بینالملل، بازیگر فعال جبهه مقابل خود را اسلام و مسلمین تعریف کردهاند و این امر در سخنان سران جبهه استکبار و نقشههای آنان همواره خود را نشان داده است.
قضیه فلسطین از عرصههایی است که تقابل جبهه استکبار و اسلام به وضوح نمایان است. عرصهای که ظالم آن تمام توان اقتصادی و نظامی جبهه کفر را پشت سر خود دارد و مظلوم آن فقط اسمش در خاطر هممسلکانش باقی مانده است و حرکت و جنبشی از مسلمین در حمایتش صورت نمیگیرد. مستکبرین در باطلشان چنان وحدتی دارند و در مقابل مسلمین در حقشان دچار اختلاف و قعود میباشند.
دولتهای مسلمانی که وظیفه حمایت از اسلام و مسلمین را دارند یا دارای حکامی سرسپرده و مطیع جبهه طاغوت میباشند و یا در باتلاق محافظهکاری گیر افتادهاند و یا به دنبال نشانی را اشتباه گرفتهاند و با اینکه مسیر در کلام بزرگان نهفته است راه را به بیراهه میروند که این هر سه گروه در جنایات علیه مظلومین شریکند.
در ریشهیابی مصیبتهای وارده به این سخن حضرت امام خمینی میرسیم که “ابتلای اسلام امروز این است که گوشهایی که باید به مسایل و مشکلات مسلمین گوش بدهند کر شدهاند و زبانهایی که باید برای مصالح مسلمین به کار بیفتد لال شدهاند و چشمهایی که باید مصیبتهایی که بر مسلمین وارد میشود ملاحظه کنند کور شدهاند.” مسیر صحیح را امام خمینی و خلف بر حق ایشان امام خامنهای؛ این دو علمدار اسلام ناب محمدی در عصر حاضر، نشان دادهاند و کافی است دول اسلامی به دنبال آن بیفتند؛ اولین اقدامی که باید طبق رهنماییهای رهبرانمان صورت گیرد استفاده از سلاح نفت است. چرا مسلمین نباید از سلاح نفت به سود خود استفاده کنند در حالیکه مستکبرین علیه اسلام از هر وسیلهای استفاده میکنند؟!
مطلب دومی که باید در ادامه مسیر نشان داده شده توسط رهبرانمان به آن توجه داشت عدم اتکا به دول سرسپرده میباشد و توجه به امت اسلامی و مردم مسلمان میباشد.
مسالهای که هست این است که چرا نباید هیچ حرکتی از دولت جمهوری اسلامی ایران و نهادهای مربوطه در پیگیری این مسیر ترسیم شده صورت بگیرد؟ چرا نباید به دنبال ایجاد حرکتی در جهان اسلام علیه ظلم و ستم استکبار باشیم؟ چگونه میتوانیم ساکت بنشینیم در حالی که مسلمین در گوشه و کنار جهان تحت سختترین آزار قرار دارند؟ چگونه میتوان نشست و آوارگی و کشتار مسلمین در فلسطین، چچن، کشمیر، پاکستان، افغانستان، عراق، فیلیپین و بوسنی را شاهد بود؟ مگر امیدی به سران سرسپرده وجود دارد که اقدام برای نجات مسلمین را منحصر به گفت و شنود با آنها بکنیم؟ قدرتی را که امت اسلامی دارد را فراموش کردهایم؟ نباید غافل باشیم که حرکت و خیزش امت اسلامی راه کار پیروزی مسلمین میباشد و تا زمانی که در این زمینه اقدامی صورت نگیرد سایر فعالیتها به ثمر نخواهد نشست.
در اینجا نکته دیگری که باید به آن اشاره نمود وقاحت دولت مصر در تکمیل پازل سیاست رژیم اشغالگر قدس در محاصرهی مردم غزه و نابودی مقاومت اسلامی میباشد که متاسفانه اقدامات صورت گرفته از جانب برخی نهادهای جمهوری اسلامی ایران غیرقابل توجیه است که بجای فشار و بیدار نمودن افکار عمومی نسبت به ظلم دولت حسنی نامبارک سکوت کرده و دم از سرگیری روابط با دولت حسنی نامبارک بیغیرت میزنند.
اما آنچه که ما دانشجویان از دولت مکتبی و انقلابی جمهوری اسلامی ایران که اقدامات فراوان و ارزشمندش در حمایت از مظلومان شهره جهانیان میباشد انتظار داریم این است که:
۱-اخراج شرکتهای حامی رژیم صهیونیستی و جلوگیری از فعالیت آنان و جبران کوتاهیهای نهادهای دولتی در این زمینه که با توجه به تذکرات فراوان و اعتراضات صورت گرفته هنوز آزادانه و با تبلیغات گسترده به فعالیتهای خود ادامه میدهند.
۲- تشکیل هر چه سریعتر جلسه اضطراری سران سازمان کنفرانس اسلامی برای اتخاذ تصمیمی قاطع و تاثیرگذار در جهت اعمال فشار به رژیم اشغالگر قدس برای شکستن محاصرهی وحشیانهی غزه
۳- تلاش فعالانه برای ترویج گفتمان استفادهی کشورهای اسلامی از سلاح نفت برای اعمال فشار بر رژیم غاصب صهیونیستی و حامیان پلید آن در جهت پایان دادن به وحشیگیریها و اشغالگری آنان.
در پایان ما دانشجویان آمادگی خود را برای تبعیت از فرامین مقام عظمای ولایت اعلام داشته و مثل همیشه گوش به فرمان راهنماییها و فرامین ایشان میباشیم.